+ نوشته شده در شنبه 29 اسفند1388ساعت 11:57  توسط مهدی
|
بخوان دعای فرج را دعـا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عـافیـت بـطلب
که روزگار بسـی فتنه زیر ســر دارد
بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهـرا
ز پشت پردهی غیبت به ما نظـر دارد
بخوان دعای فرج را به یاد خیمهی سبز
که آخرین گل سرخ از دلت خبـر دارد
+ نوشته شده در شنبه 29 اسفند1388ساعت 0:58  توسط مهدی
|
دوست داشتن ایستادن زیر باران و با هم خیس شدن نیست
دوستی ان است که یکی برای دیگری چتری شود
و دیگری هیچگاه نفهمد که چرا خیس نشده
در سكوت می توان
نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد
مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد
و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت
مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم
+ نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387ساعت 2:3  توسط مهدی
|
به دریا بزن قایقت میشوم
حقیرم ولی لایقت میشوم
من عاشق شدن را بلد نیستم
تو یادم بده عاشقت میشوم
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 1:1  توسط مهدی
|
ميگن غروب جمعه آدم دلش ميگيره
ميگن ماهي بي آب تو خشكي زود ميميره
ميگن كه گريه مرد،نشون ضعف اونه
ميگن آدم نبايد به انتظار بمونه
بازم غروب جمعس بازم دلم گرفته
تنگ طلاي بي آب از ماهي جون گرفته
بازم يه مرد كه داره هق هقاشو ميشماره
تك تك لحظه هاشو به انتظار ميسپاره
آقا گذشت جووني گريه تا كي پنهوني؟
رسمشه اينجاييم ما...رفتي خودت مهموني
اگر آن سبز قامت رو نماید
در باغ خدا را می گشاید
تنم را فرش کردم تا بتازد
دلم را نذر کردم تا بیاید
*اللهم عجل لولیک الفرج*
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 1:0  توسط مهدی
|
مـا که بـه هم نمی رسیم , بسه دیگه بـذار بـرم..
کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟...
حیف تو نیست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟...
مـن نـه قلنـدر شبـم , نـه قهـرمـان قصـه هـا...
نـه برده ی حلقه به گوش , نه ناجی فرشته ها...
تـو ایـن دو روز زنـدگـی , شبیـه مـن فـراوونـه...
یه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه...
من عاشقم همین و بس , غصه نداره بی کسی...
قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:57  توسط مهدی
|
اسم تو گل
شکل تو گل
اما خودت برتری ازگل
بغض منی
نمیشکنی
تو امید زندگیمی
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:56  توسط مهدی
|
خستـــم از روزای ابــری خیلی سنگینه نـگاهت
دوست ندارم تو تابستون بشینــم باز ســر راهت
نمیـــخوام بـــازم خیـالت قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای روی پُـــر غـرور و ماهت
آره مــن اونم که گفتــم واسـه چشم تـو دیوونم
آره مـن قـول داده بــودم تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو زیــر رگبــــــار غـــرورت
من فقط یکــم شکستم خوب نگام کنی همونم
چـمــدون رویـــاهـــامـو دیگه برداشتم و بستم
دیگــه عین اون قدیمــا چشــــاتو نمیپرستــــم
رخ تــو عین یه بـــــازی منــو مـات قصه هـا کرد
حالا بی اسمـم و تنها پُــرپــاییز و شکستــــم
اینــی که حــــالا میبـینـی دیگه مجنون چشات نیست
دیگه وقتی نیمه شب شه نگـران لـحظه هــات نیست
مـــن بــرام فــرقـی نــداره کـــه تو بــاشی یـا نباشی
خیلـی وقته دیگه نیستی تو دلم جـــایی برات نیست
از تو هیچ چیزی نـمونــده نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
مـــن سپردمـت به دریــــا عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی
تازه فهمیدم با این عشق زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:55  توسط مهدی
|
در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:54  توسط مهدی
|
من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد اشنا دیوانه است
میروم شاید فراموشت کنم در فراموشی هم اغوشت کنم
میروم ازرفتن من شاد باش از عذاب رفتنم ازاد باش
ارزو دارم بفهمی درد را معنی بر خورد های سرد را
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:53  توسط مهدی
|
ديروزبا يه دسته گل اومده بودبه ديدنم
با يه نگاه مهربون همون نگاهي كه سالها
آرزوشو داشتم وازم دريغ ميكرد گريه كرد
گفت دلش برام تنگ شده ميخواستم
اشكاشو پاك كنم ولي نمي تونستم
فقط نگاهش كردم اون رفت
ولي سنگ قبرم خيس خيس بود...
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:53  توسط مهدی
|
رازی دارد نگاهت که من نمی دانم.
افسونی دارد سیاهی گیسوانت که مرا از آن رهایی نیست
و زیبایی لبخندت که به من ارزانی اش نمی کنی
و گرمی دستانت که هیچوقت آن را حس نخواهم کرد
و از وجودت تنها نامت را دارم که ضربان قلبم را می سازد
و سرد مهری ات را که می بخشایم بر تو و کسی که تو از آن اویی
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:51  توسط مهدی
|
گزیدم از میان مرگ ها ، این گونه مردن را
ترا چون جان فشردن در بر ، آنگه جان سپردن را
خوشا از عشق مردن در کنارت، این که طعم تو،
حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ مردن را
چه جای شکوه از اندوه ؟ وقتی دوست تر دارم
من از هر شادی دیگر، غم عشق تو خوردن را
تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی
نداند نقشت از لوح ضمیر من ، ستردن را
کنایت بر فراز دار زد جان بازی منصور
که اوج این است، این! در عشق بازی پافشردن را
«سیزیف »* آموخت از من در طریق امتحان! آری
به دوش خسته ، سنگ سرنوشت خویش بردن را
مرا مردن بیاموز و بدین افسانه پایان ده
که دیگر بر نمی تابد دلم ، نوبت شمردن را
کجایی ای نسیم نابهنگام ! ای جوان مرگی !
کا ناخوش دارم از باد زمستانی فسردن را
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:49  توسط مهدی
|
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
اين گونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم دوستي مي بينيم
اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:48  توسط مهدی
|
من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم
که برای تو و تصویر دلت می میرم
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:48  توسط مهدی
|
گریه هایم بی صداست
عشق من بی انتهاست
ردپای اشکهایم را بگیر
تا بدانی خانه عاشق کجاست
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:46  توسط مهدی
|
ورشید به راستی عاشق است که نورش را از تو پس نمی گیرد
و برای با شوخر بخشیدنش بهایی از تو نمی ستاند
خورشید یعنی عشق را با سخاوت بخشیدن
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:46  توسط مهدی
|
عشق چيزي است كه
بيشتر از هرچيزي
داشتنش را دوست داريم
و بيشتر از هر چيزي
دادنش را دوست داريم
و هيچ كس در نمي يابد
كه عشق همان چيزي است
كه همواره داده مي شود
و پذيرفته نمي شود
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:45  توسط مهدی
|
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم
،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم.
موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم
،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم
حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
+ نوشته شده در سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 0:3  توسط مهدی
|
درگاه جمال
هر کجا پا بنهی حسن وی آنجا پیداست
هر کجا سر بنهی سجده گه آن زیباست



همه سرگشته ی آن زلف چلیپای ویند
درغم هجررخش این همه شوروغوغاست



جمله خوبان برحسن توسجود آوردند
این چه رنجی است که گنجینه پیر و برناست



عاشقان صدرنشینان جهان قدسند
سرفرازآنکه بدرگاه جمال توگداست



فارغ از ماومنست آنکه به کوی توخزید
غافل ازهردوجهان کی به هوای من وماست



برکن این خرقه ی آلوده و این بت بشکن
به در عشق فرودآی که آن قبله نماست



+ نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 11:58  توسط مهدی
|
دروغهای پسران به دختران(طنز)
دروغ: بعدا" باهات تماس می گیرم
معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی
دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم
معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار
دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره - ما فقط دوست معمولی هستیم
معنی: عاشقشم
دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم
معنی: من فقط دنبال سکس هستم
دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه
معنی: داریم میریم دختر بازی.
دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم
معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.
این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:
دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم
معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!
+ نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 11:55  توسط مهدی
|
ج
واب س
لام را با علی
ک بده جواب تش
کر را با توا
ضع ،
جواب کینه را با گذشت جواب بی مهری را با محبت ،
جواب ترس را با جرأت جواب دروغ را با راستی ،
جواب دشمنی را با دوستی جواب زشتی را به زیبایی ،
جواب توهم را به روشنی جواب خشم را با صبوری ،
جواب سرد را به گرمی جواب نامردی را با مردانگی ،
جواب همدلی را با رازداری جواب پشتکار را با تشویق ،
جواب اعتماد را بی ریا جواب بی تفاوتی را با التفات،
جواب یکرنگی را با اطمینان جواب مسؤلیت را با وجدان ،
جواب حسادت را با اغماض جواب خواهش را بی غرور،
جواب دورنگی رابا خلوص جواب بی ادب را با سکوت ،
جواب نگاه مهربان را با لبخند جواب لبخند را با خنده ،
جواب دل مرده را با امید جواب منتظر رابا نوید ،
جواب گناه را با بخشش جواب عشق چیست جز عشق ؟
همیشه جوابه های ، هوی نیست . جواب خوبی را با خوبی بده .
جواب بدی را هم با خوبی بده . هیچ وقت جواب سر بالا نده .
هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار.
مطمئن باش هر جوابی که بدهی "یه روزی، یه جوری، یه جایی"به تو باز می گردد!!
+ نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 18:39  توسط مهدی
|